سه غریبهی شیفتهی جنایتهای واقعی که ناگهان خودشان را درگیر یک پرونده اسرارآمیز میبینند. در پی یک خودکشی رخ داده در یک ساختمان، سه نفر از اعضای ساختمان با تصور به اینکه قتلی صورت گرفته است با ایجاد یک پادکست رادیویی و پیدا کردن سرنخ ها در تلاش برای پیدا کردن قاتل در می آیند و تمامی اعضای ساختمان به نوعی مضنون این سه نفر قرار میگیرند...
در آیندهای دور، پس از یک فاجعه هستهای، بالکان غربی به سرزمینی بیقانون و بایر تبدیل شده است که در آن ارزشمندترین واحد پول، گلوله است. یک نوازنده ویولن نابینای مرموز در میان خرابهها پرسه میزند و افسانه «مردم غلات» را میخواند - جامعهای صلحآمیز از گندمکاران که از تسلیم شدن در برابر استبداد شهری دوردست امتناع میکنند. هنگامی که خانواده یک جنگجوی جوان توسط یک جنگسالار دیوانه قتل عام میشوند، او در تلاشی خونین برای انتقام آغاز میکند. او که تنها به یک تیغه و یک موتورسیکلت مسلح است، باید از فرقههای رادیواکتیو و توهمات عبور کند تا از آخرین بقایای تمدن محافظت کند.
در این روایتِ دوباره از یک ماجرای واقعی، زنی که پیشتر در زمینه همراهی و اسکورت فعالیت میکرده، پی به خیانت همسر ثروتمندش میبرد و در حالی که این خیانت، زندگی مشترکشان را مسموم میکند، برای کنار آمدن با این وضعیت تقلا میکند.
داستان کتاب «فرماندار» (Governor) در بستر بحران اقتصادی سال ۱۹۹۰ هند روایت میشود و ماجرای «رامان» را دنبال میکند؛ یک کارمند عالیرتبه و بیمیل به قدرت که درست در زمانی که کشور در آستانه ورشکستگی قرار دارد، بهطور غیرمنتظرهای به سمت ریاست بانک مرکزی هند (RBI) منصوب میشود. همزمان با اوجگیری تورم، کمبود سوخت و گسترش هراس عمومی، رامان باید ضمن مقابله با فشارهای سیاسی و مدیریتِ سیستمی در حال فروپاشی، از متلاشی شدن کشور جلوگیری کند.
در بیمارستانی که قرار است پناهگاه نجات جان انسانها باشد، اجساد روی هم انباشته میشوند و پزشکی با گذشتهای پرآشوب را وادار میکنند تا با بازگشت زنی از گذشتهاش، با رازهای مدفونشده روبهرو شود. با پیشرفت تحقیقات، هر حقیقتی که آشکار میشود، خطرناکتر از مورد پیشین است.