آماندا اوگل زنی است که با تویوتا کمری قدیمی خود در خیابانهای سیاتل زندگی میکند. وقتی ماشینش دزدیده و توقیف میشود، او وارد یک نبرد قانونی بیرحمانه علیه یک سیستم بیتفاوت میشود. آنچه که به عنوان مبارزهای برای بازپسگیری ماشینش آغاز میشود، به داستانی عمیقاً انسانی از انعطافپذیری، عزت نفس و قدرت صدای یک زن در مواجهه با شکست سیستمی تبدیل میشود.
با الهام از سرقت واقعی بانک نورترن در سال ۲۰۰۴، دو کارمند بانک که با هم اختلاف داشتند، پس از اینکه تبهکاران خانوادههایشان را ربوده و تهدید به مرگ میکنند، مجبور میشوند بزرگترین سرقت ایرلند را انجام دهند.
زنی پس از اینکه متوجه میشود نامزدش در یک تصادف قطار جان باخته است، با یک روزنامهنگار همکاری میکند تا رازهایی را که نامزدش از او پنهان کرده بود، بررسی کند.
ژانگ چی، با افتخار «پادشاه بایانبولاک»، بار دیگر سفر مسابقهای خود را آغاز میکند و هدفش نه تنها پیروزی در مسابقه، بلکه دستیابی به چیزی فراتر از خود رقابت است.
آمریکای شمالی به چهار ربع اصلی تقسیم شده است. یک شرکت تشنه قدرت، سیستم زندانهای مرسوم را به دست گرفته و مجرمان را به مجریان قانون جدید تبدیل کرده است. صاحب آن شرکت، دانشمند نانو، ایون پرسکات، یک ویروس نانو به نام اونیکس ایجاد کرده است. که از طریق ساعتهای مرگبار به مجرمان توزیع میشود. ابتدا آنها را آلوده میکند. سپس آنها را مجبور میکند تا برای آزادی یکدیگر را از بین ببرند. چه کسی میتواند کل سیستم شرکت را از درون سرنگون کند؟
زنی داغدار که در یک ماجراجویی انفرادی در طبیعت استرالیا، محدودیتهای خود را کنار میزند، در دام یک قاتل حیلهگر که فکر میکند او طعمه است، گرفتار میشود.