در دهه ۱۹۵۰ در نیویورک، مارتی ماوزر، بازیکن تنیس روی میز، مرد جوانی با رویایی که هیچ کس به آن احترام نمیگذارد، در جستجوی عظمت به جهنم میرود و برمیگردد.
کامالا خان، یک دانشآموز عالی، یک گیمر مشتاق و یک نویسندهی پر و پا قرص داستانهای طرفداران، علاقهی خاصی به ابرقهرمانان، به ویژه کاپیتان مارول، دارد. با این حال، او برای جا افتادن در خانه و مدرسه مشکل دارد - البته تا زمانی که قدرتهای ابرقهرمانی مانند قهرمانانی که همیشه از آنها الگو میگرفت را به دست نیاورد. زندگی با قدرتهای ابرقهرمانی آسانتر است، درست است؟
داستان سریال دربارهٔ "هانگ گئوم-بو" یک بازرس برجستۀ ناظر مالی در اواخر دهۀ 1990 است که وقتی جریانهای مشکوک پول در یک شرکت سرمایهگذاری کشف میشود، مخفیانه هویت خود را پنهان کرده و بهعنوان کارمند جوان 20 ساله وارد آن شرکت میشود تا از داخل به بررسی و کشف تقلبها بپردازد. اما ...
یک افسر پلیس در حالی که یک محکوم جوان را از زندان به دادگاه منتقل میکند، از زنجیره وقایعی که منجر به محکومیت این مرد جوان به جرم خشونت شده است، مطلع میشود.
یانگ چیانهوان، سومین شاگرد رصدخانه امپراتوری که زمانی به عنوان یک نابغه مورد ستایش قرار میگرفت، با ظهور شو چیان به گمنامی کشیده میشود. با وجود اینکه به او گفته میشود سرنوشتش رقم خورده است، او از تسلیم شدن امتناع میکند و مصمم است با قدرت خود، سرنوشت را به چالش بکشد و جایگاه خود را بازپس گیرد.
کیم یونگ ران از خانوادهای فقیر به عنوان بادیگارد کار میکند. او با رویای یک تغییر بزرگ، با رئیس ثروتمند شرکتی که تنها چند ماهی از عمرش مانده، وارد ازدواج قراردادی میشود. او باید در طول این سه ماه هویت خود را پنهان کند و از دست کسانی که به دنبال ارثیه عظیم رئیس هستند، جان سالم به در ببرد.
در چوسان، یک ولیعهد انتقامجو و یک تاجر که حافظهاش را از دست داده، به طرز مرموزی بدنهایشان را با هم عوض میکنند و شبکهای از هرج و مرج، اسرار و سرنوشت غیرمنتظره را آشکار میکنند.