گروهی از شخصیتهای عجیب و غریب در جریان مأموریتی پرهرجومرج، در جنگلی خطرناک گرفتار میشوند. آنها که با سردرگمی، مجرمان و موقعیتهای بسیار خندهدار روبرو هستند، باید برای زنده ماندن و یافتن راه خروج با یکدیگر همکاری کنند.
یک سرباز سابق ، یک نوجوان و یک پلیس در نیواورلئان تصادف می کنند و آنها را در پشت یک قرص خطرناک جدید که به کاربران قدرت های قدرتمند موقت اعطا می کند شکار می کنند.
سوزی سالمونِ ۱۴ ساله، پس از آنکه به شکلی بیرحمانه به قتل میرسد، از بهشت نظارهگر خانوادهی داغدار خود — و همچنین قاتلش — است. او در حالی که زندگی روزمرهی آنها را تماشا میکند، باید میان عطش خود برای انتقام و آرزویش برای التیام یافتنِ خانواده، تعادل برقرار سازد.
وقتی «آشیش» برای نخستین بار با والدین دوستدخترش دیدار میکند، اختلاف سنی آنها خشم خانواده را برمیانگیزد و منجر به طرح نقشهای دیوانهوار برای بیرون راندن او از زندگی دخترشان میشود.
در آیندهای ویرانشده و سمی، جامعهای در یک سیلو زیرزمینی غولپیکر وجود دارد که صدها طبقه را در اعماق فرو میبرد. در آنجا، مردان و زنان در جامعه ای پر از مقررات زندگی می کنند که معتقدند برای محافظت از آنها طراحی شده است.
در سال ۱۹۷۱، چهار زن با سرپیچی از هنجارهای بهشدت محافظهکارانه، به نخستین نیروی پلیس زن مکزیک میپیوندند؛ اما درمییابند که این اقدام صرفاً یک ترفند تبلیغاتی برای منحرف کردن توجه رسانهها از ماجرای یک قاتل زنجیرهای بوده است. با افزایش شمار قربانیان، آنها با یکدیگر عهد میبندند که قاتل را به دست عدالت بسپارند.
در داخل بیمارستان «کاما» — یکی از مکانهایی که در جریان حملات تروریستی سال ۲۰۰۸ بمبئی هدف قرار گرفت — پرستاران، بهیاران، نظافتچیها، متصدیان آسانسور، نیروهای امنیتی و کارکنان اداری، همزمان با یورش مهاجمان مسلح به شهر در اطرافشان، برای زنده نگه داشتن ۴۰۰ نفر تلاش میکردند.