در سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد و در اواخر عصر مفرغ، درگیری میان دو ملت نوظهور آغاز میشود. پاریس، شاهزادهٔ تروآ، هلن — ملکهٔ اسپارت — را متقاعد میکند تا همسرش منلائوس را ترک کرده و همراه او با کشتی به تروآ برود. هنگامی که منلائوس از ربوده شدن همسرش توسط اهالی تروآ آگاه میشود، از برادرش آگاممنون میخواهد تا در بازگرداندن او یاریاش کند؛ آگاممنون نیز این ماجرا را فرصتی برای کسب قدرت میبیند. سرانجام، آنها با ناوگانی متشکل از ۱۰۰۰ کشتی و ۵۰ هزار سرباز یونانی، عازم تروآ میشوند.
یک مدیر تبلیغات ۴۰ ساله برای نجات شغلش، پس از آنکه گروهی از جوانانِ بیست و چند ساله به اشتباه او را به یک چت گروهی اضافه میکنند، با آنها همراه میشود تا در یک جشن مجردی پرشور و پرماجرا در میامی شرکت کند.
گروه کوچکی از سربازان آمریکایی که در «پایگاه رزمی کیتینگ» — واقع در منطقهای دورافتاده و در عمق درهای میان سه کوه در افغانستان — تنها مانده بودند، برای دفاع در برابر حملهای هماهنگ و سنگین از سوی نیروهای پرتعداد طالبان به نبرد پرداختند. نبرد «کامدش» (چنانکه شهرت یافت) خونینترین درگیری نیروهای آمریکایی در جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۹ بود و «گروهان براوو» از یگان ۳-۶۱ CAV به یکی از پرافتخارترین یگانهای این مناقشه ۱۹ ساله بدل شد.
یک مأمور سابق وصول مطالبات که از اشتباهات گذشته و تشخیص بیماری لاعلاج خود رنج میبرد، برای محافظت از قربانیانِ یک تشکیلات خشن، به دنیای زیرزمینی جنایتکاران بازمیگردد.
وقتی یک دشمن غیرمنتظره و بیرحم خیلی نزدیک به خانه حمله میکند، کارا زور-ال، معروف به سوپرگرل، با اکراه به همراه غیرمنتظرهای در یک سفر حماسی و بینستارهای برای انتقام و عدالت میپیوندد.
وقتی رمان اسلشر-تخیلی او در زندگی واقعی نمود پیدا میکند، نویسندهی حرفهای، ریان بورمن، باید داستانش را بدون اینکه شخصیت اصلی داستانش توسط یک استاکرِ بهشدت سادیست که برای تصاحب او از هیچ کاری دریغ نمیکند، به پایان برساند.
پروفسور سه-جئونگ در یک کابوس خونین گرفتار میشود، زمانی که ویروسی به سرعت در حال جهش در طول یک کنفرانس بیوتکنولوژی منتشر میشود و باعث میشود مقامات تأسیسات را پلمپ کنند. سه-جئونگ که در داخل آن گیر افتاده و راه فراری ندارد، به همراه گروه کوچکی از بازماندگان باید برای زنده ماندن بجنگند، در حالی که افراد آلوده دستخوش دگرگونیهای وحشتناکی میشوند.