پس از موفقیت چشمگیر آهنگ «من فقط میتوانم تصور کنم»، بارت میلارد از گروه MercyMe رویای خود را در عرصههای پر از بلیط، طرفداران وفادار و حرفهی پررونق تجربه میکند. اما در پشت این توجه، گذشتهی بارت خانوادهای را که ساخته است، به ویژه پیوند شکنندهاش با پسرش سم، تهدید میکند. وقتی تیم تیمونز، تازه وارد امیدوار، برای بزرگترین تور گروه به آنها میپیوندد، ناخودآگاه از طریق دوستی بعیدشان، قدردانی تازهای را به زندگی بارت میآورد. بارت خیلی زود متوجه میشود که تیم سختیها و رازهای خودش را دارد و این او را مجبور میکند تا با گذشتهاش روبرو شود و روابطش را با سم و همسرش شانون، قبل از اینکه شهرت، مهمترین چیزها را برایش به قیمت جانش تمام کند، ترمیم کند.