خانوادهی مردی او را ترک میکنند، چرا که او در جستجوی آزادی فردی، از مسیرِ زندگیِ مبتنی بر آرمانهایش منحرف میشود. با این حال، او همزمان با تحقق جاهطلبیهایش، جای خالی پسرش را در زندگی احساس میکند. آیا پس از آنکه او به رویای میلیاردر شدن دست مییابد، زندگی فرصت دومی برای پدری کردن به او میدهد؟