

در آستانه ششم ژانویه، کولاک بیسابقهای سراسر اسپانیا را فرا میگیرد. در بحبوحه این هرج و مرج، گروهی از سارقان از فرصت استفاده کرده و یک ون زرهی را میربایند. چند متر آن طرفتر، لئو، پلیسی کارکشته که چیزی برای از دست دادن ندارد، ایستاده است. او با کمک غیرمنتظره یک زن جوان، سعی میکند جلوی فرار گروه سارقان را با غنیمتهایشان بگیرد.