در سال ۱۸۶۸ و در اواخر دوران دودمان چینگ، فساد گسترده در دربار امپراتوری، رنج و سختی بسیاری را بر زندگی مردم تحمیل کرده است. سالهاست که «لی گونگ»، رئیس مخوف گروه «ببر سیاه»، در تلاش است تا رهبر گروه «دریای شمالی» را از میان بردارد. یکی از نیروهای تازهکار او، مبارزی بیباک به نام «فی» است که پس از نبردی سهمگین، سرِ رهبر دریای شمالی را از تن جدا میکند. درست در زمانی که لی گونگ تصور میکند کنترل کامل بندر را در دست دارد، گروه تبهکار جدیدی به نام «یتیمان» (Orphans) قدرت میگیرد. این گروه که رهبری آن را «هو» — دوست دوران کودکی فی — بر عهده دارد، مصمم است تا تمام قدرتهای تبهکار را از بندر پاکسازی کند...