

کارلیا در قرن یازدهم؛ نزاعی خونین میان «کالروو» و «اونتامو» به قتلعام اهالی یک روستا میانجامد. تنها بازماندهٔ این ماجرا، پسر کالروو یعنی «کولروو» است که اونتامو تصمیم میگیرد او را همچون فرزند خود بزرگ کند. با گذشت زمان، قدرت عظیم و طبع سرکش کولروو باعث میشود اطرافیانش از او هراس داشته باشند. هنگامی که او حقیقت گذشتهاش را درمییابد، مسیر زندگیاش روشن میشود: انتقام. سفر او را به سرزمینی خشن و پرمخاطره و به چنگال بردهفروشان میکشاند، تا سرانجام رازی ویرانگر را برملا کند؛ رازی که سرنوشتش را برای همیشه دگرگون خواهد ساخت.